مُد در قرن ۱۹

انقلاب صنعتی تاثیری تماما فراگیر و نافذ بر سبک های سده نوزدهم اعمال کرد. این واقعه بر میزان دسترسی، قیمت و پیدایش و توزیع آنها تاثیر گذار بود و به شکل گیری ساختار اجتماعی جدیدی منجر شد که طبقات متوسط درون آن و ارزش هاشان، نگرش های فرهنگی و در نتیجه مد زمانه را رقم می زد. 

هم چنین در ادامه، کانون های مقاومتی به وجود آورد که مکانیزه سازی زشت و شوم، شرایط خشن و بی رحمانه اجتماعی و سرشت محدود کننده پوشش های زنانه را مردود می دانست.

تغییر نگرش جنسیتی

در قرن نوزدهم مد هم بازتابی از پیشرفت های تکنولوژیک و هم بازتابی از تغییر نگرش های فرهنگی و اجتماعی نسبت به جنسیت و طبقه اجتماعی به شمار می رفت. جریان انقلاب صنعتی که آغازش به یک سده قبل باز می گشت، رفته رفته شتاب یافت و گرچه این امر تولید، توزیع، ارتباطات و مصرف مد را تحت تاثیر قرار داد، اما بارزترین اثر آن در رشد طبقات متوسط و تحمیل ارزش های رواقی شان بر سراسر جامعه ملموس بود.

 توسعه سرمایه داری صنعتی به معنای آن بود که ثروت دیگر بر وراثت استوار نیست. بنا بر خرد و حکمت آن عصر، کار سخت و طاقت فرسا و احساس رضایت و سودمندی از آن، رمزهای تضمین کننده یک زندگی رستگار و سعادتمند بود.

مُد در راستای آرمان های طبقاتی و جنسیتی

ارزش های طبقات متوسط درست به همان شیوه احمقانه و بی معنی اشرافیت، که در سده های پیش شکل گرفته بود، مد قرن ۱۹ را شکل بخشید. اکنون مد با تمایزی آشکار میان پوشش مناسب برای زنان و مردان به منظور نمادین ساختن آرمان های طبقاتی و جنسیتی به کار می رفت. این همان موضوعی است که سبب تداوم و شکل گیری تعاریف امروزی از مردانگی و زنانگی شده است.

ظهور کت و شلوارهای ساده

پوشش مردانه تجملی و پر زرق و برق، با اشارات ضمنی اش به اخلاق نکوهیده افراط اشرافی(نظیر رفتار زنانه)، در شمار البسه تماما نامطلوب قرار گرفت. در عوض، کت و شلوار تیره، در اندازه های متناسب و بی زر و زیور اضافی، به مثابه نمادی از آبرومندی و آرمان های متعالی، اختیار شد.

بازگشت لباس های حجیم زنانه

در آغاز قرن، سبک ساده، کشیده، باریک و آزاد نئوکلاسیک حاکم بود، هرچند تجربه آزادی و رهایی زنان به واسطه پیراهن های بی کرستِ این سبک را می توان هم چون انحرافی در خط سیر مد زنانه قرن نوزدهم در نظر گرفت. با پیشرفت قرن، سبک هایی بیش از پیش سنگین و محدودکننده پدید آمد. از دهه ۱۸۲۰ به بعد، کرست هایی سفت تر و تنگ تر از هر زمان دیگر رواج یافت.

 دامن ها فرم حجیم تر و گشادتری یافتند و اوایل، زیرا دامنی های بسیار سنگین و بعدها کرینولین قفس مانند و دست و پاگیر شکلشان را حفظ می کرد و پارچه ها زرق و برزق و تجمل بیشتری یافتند. این شکل از محدودیت زنان به واسطه نوع پوشش شان، بازتاب محدودیت روزافزون مقام و جایگاه آنان در اجتماع بود.

در جریان سده نوزدهم بود که صنعت مد با پایه گذاری رسمی صنعت “طراحی لباس و مد پاریس” در ۱۸۶۸ به دست چارلز فردریک ورث به گونه ای که امروز قابل مشاهده است، آغاز به شکل گیری کرد. این امر علاوه بر آنکه فرد طراح را در مقام صاحب نظر بی چون و چرای سبک قرار داد، به پایه ریزی تولید مجموعه های فصلی و برگزاری سالی دو مرتبه نمایش مد انجامید.

برگرفته از: “گرایش های طراحی لباس”، مایری مکنزی، ترجمه آیدا تدین، انتشارات آبان



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *