نکاتی جهت افزایش کیفیت کار طراحان مُد

مراحل طراحی مُد پیچیده است و به مانند شعری که همگونی آوایی دارد همه ی اجزایش باهم متناسب اند. این مراحل برای همه ی طراحان به یک شیوه صورت نمی گیرد. طراحان مُد باید به پیشرفت های فرهنگی وسیعی دست یابند، اما بهتر است به جای تلاش برای برانگیختن واکنش های بی روح و ملال انگیز دنیای مُد، طبیعی تر طراحی کنند.

از بیرون به درون، بالا به پایین و بزرگ به کوچک طراحی کنید!

عناصر یک مجموعه، کت و شلوار، دامن، شلوار، بلوز، تزیینات و چیزهای دیگر باید با دقت بسیار در کنار هم بیایند. با این حال غیرممکن است که همه چیز در یک لحظه به ذهن خطور کند و همه طراحی ها با هم انجام شود. چطور باید اولویت بندی کرد؟

از بیرون به داخل طراحی کنید: طراحی لباس های بیرونی از جمله کت کوتاه و بلند باید قبل از لباس هایی صورت گیرد که زیر آنها قرار دارند و تا حدودی پوشیده می مانند، از جمله جلیقه، بلوز و زیرلباس ها.

از بالا به پایین طراحی کنید: لباس هایی که نزدیک صورت هستند بسیار مهم تر از لباس هایی اند که قسمت های پایین بدن را می پوشانند. اولویت باید به آنها داده شود.

از بزرگ به کوچک طراحی کنید: لباس های بزرگ مثل پیراهن، کت و شلوار و کت بلند باید همیشه قبل از پبراهن، بلوز، جلیقه و تاپ های بافتنی طراحی شود.

این سه راهبرد تقریبا با تخصیص بودجه در مُد در ارتباط است. مشتریان بیشتر تمایل دارند بر لباس هایی که روی دیگر چیزها پوشیده می شوند هزینه کنند، لباس هایی که به صورت نزدیک تر هستند.

جزئیات اضافه بر مفهوم طراحی نیستند و برای تدوین مفهومِ طراحی حیاتی اند!

یک طرح موفق بر اساس مفهوم(کانسپت) به وجود می آید، اما یک مفهوم (اگر فهمیده شود) بدون پرداخت جزئیات درک نمی شود. در طول مراحل طراحی تان، طرحی ابتدایی اما بزرگ نمایی شده از جزئیات لباس بکشید. تنها به نقش و نگارهای تزئینی نپردازید، بلکه موارد کاربردی از جمله جیب، دکمه یا زیپ و درزها را نیز در نظر بگیرید. به طور کلی هرچیزی که دو طرف لباس را به هم وصل می کند و قابل انفصال است اهمیت دارد.

اما گاهی پرداخت به جزئیات می توانند حرکتی رو به عقب باشد. نتیجه کار طراح ممکن است با طرح اولیه ای که پیش تر در ذهن داشت به طور کامل مطابق نباشد. گاهی ایده ای خوب در جزئیات می تواند کلِ کار را تحت تاثیر قرار دهد.

اگر نمی دانید لباسی که طراحی کرده اید چطور تولید میشود در واقع شما چیزی طراحی نکرده اید!

یک طراحِ خوب برای برگردان طرح و ایده اش به واقعیتی عینی و عملی, روی تعداد زیادی از افراد ماهر و زبردست حساب نمی کند. برعکس، هرچه طراح حرفه ای تر باشد، بیشتر در کارهای اجرایی، سازمان دادن، کارهای فنی، اجرای الگو، انتخاب پارچه و غیره درگیر است. اگر چنین نباشد کنترل مراحل طراحی از دست طراح خارج می شود و طراح در انتهای زنجیره ی تولید قرار می گیرد. در حقیقت، همان طور که مفهوم طراحی به سمت فهمیده شدن پیش می رود، الگوکاران، نمونه کاران، مدل ها و حتی فروشنده ها خواهند خواست که آن را بنا بر تمایل یا نیازهایشان تغییر دهند. هرکدام از این افراد ممکن است طراحِ کم اطلاع را با گفتتن اینکه “چیزی که می خواهید قابل اجرا نیست” گمراه کنند. یک طراح بی اطلاع، از کجا خواهد فهمید که او درست نمی گوید؟

ارزش افزوده

مشتریان مُد معمولاً برای خرید یک لباس جدید که در واقع به آن نیاز ندارند باید قانع شوند. چطور طراح یک پلیور یا دامن ساده را با وجود اینکه مشتری به آن نیاز ندارد به او می فروشد؟

ارزش افزوده ارزشی است که به واسطه جزئیات به لباس اضافه می شود. این جزئیات به طور ذاتی برای یک لباس ضروری نیستند اما در سطح متوسط، پایین و غیررسمی از بازار مُد می تواند به جلب خریدار مردد کمک کند و به شکلی نو و جالب اعمال شود. جزئیاتی که باعث افزایش چشم گیر قیمت نمی شوند مثل دکمه های تک و خاص، کوک زن مخصوص، جیب هایی با مدل های جذاب و یا استفاده از آسترهایی با الگویی نو.

بهتر است که هدف بسیار بزرگی در سر داشته باشید تا یک لباس یا مجموعه را مفهومی تر کنید. به دنبال حرکت هایی باشید که باعث بیشتر به دل نشستن طرح می شوند. به جای ارتقا مفهوم یک طراحی معمولی که از الهام واقعی به دور است، آن را ساده کنید.

به دنبال دلیلی برای کارتان باشید!

حتی مُدهای بسیار گران باید از جنبه ساختار، تناسب، کاربرد و حتی روش تولید کارا باشند. به همین دلیل، حرکت های زیبایی شناسانه در طراحی باید به عنوان فرصت هایی برای بهبود بخشیدن به هدف، در نظر گرفته شوند. هنگام کشیدن خطوط مقدماتی در طراحی، در درجه اول به این توجه کنید که آنها چه کمکی به متناسب شدن لباس و نتیجه بهتر می کنند. طراحی نامتقارن و دراماتیک به ما این امکان را می دهد که به طرزی خلاقانه از جیب، دکمه، زیپ و غیره استفاده کنیم. استفاده از پارچه های رنگی در کنار هم، توجه را به قسمت های خاصی از پوشش فرد (کفش،کیف، دستبند و حتی انحنای بدن) جلب می کند.

طراحی تنها با جمله “من ازش خوشم میاد” داوری می شود و درک عموم، به ندرت به چیزی برمی گردد که طراح در نظر داشته است.

اشتباهات بزرگ مرتکب شوید!

از ورود به راهی که کمترین مقاومت و مخالفت را در پی دارد، بپرهیزید. برنامه و آرزوهایتان را فراتر از توانایی بچینید. بهتر است که رویایی سرشار از نبوغ داشته باشید و به آن نرسید تا اینکه چیزی معمولی را بخواهید و به ‌آن مایل شوید. واکنش برانگیزانید. صرافا برای آزمودن چیزهای نو و دیدن نتیجه کار، حرکت های پرشور و احساساتی انجام دهید. آنچه شما از قبل در آن خوب هستید را دوباره انجام ندهید، چیزهای ناآشنا را امتحان کنید تا گنجینه ای ارزشمند بسازید. برای یک مجموعه، تعداد زیادی لباس و تزئینات طراحی و بنابر ضرورت تعدادی را حذف کنید.

ایده های بزرگ را در ابعاد کوچک به اجرا بگذارید!

نیازی نیست در هر جز یک مجموعه، جذابیت ساختاری و روابط پیچیده ریاضی ایجاد کنید. آنها زائد، غلو شده و خسته کننده به نظر خواهند رسید. درست مثل تئاتر، که شخصیت های پس زمینه و پشت پرده تلاش دارند تا شخصیت های اصلی بهتر به چشم بیایند یا در سمفونی که وقفه ای کامل، اوج گیری مجدد اثر را پر رنگ تر می کند. حرکت های بی پروایانه مُد باید در میان عناصر آشنا صورت گیرد تا به صورت استثنا درآید.

درزها را به خطوطی مدل دار و خطوط مدل دار را به درزها تبدیل کنید!

طراحان خوب از درزها برای مقاصد راهبردی و متناسب کردن لباس، استفاده بهینه می کنند و به گونه ای آن را دستکاری می کنند که تاثیراتی نوآورانه و زیباشناسانه برجا گذارد و یا برعکس، خطوط مدل دار را به عناصری بدل می کنند که از نظر ساختاری مفیدند. هنگامی که برای ایجاد تاثیر زیباشناسانه در لباس، درز اعمال می شود (مثلا برای حاشیه دوزی یک پارچه با رنگ یا بافتی متضاد یا تاکید بر انحنای بدن) می توان از آن به عنوان فرصتی برای بهتر اندازه کردن لباس روی بدن بهره برد.

لباس های ساده در طراحی ساده نیستند!

هنگامی که عناصر اضافی طراحی از یک لباس حذف شوند، دقت بیشتری روی ظرایف و جزئیات مانند تقسیم بندی، آستر و اندازه بودن معطوف و جزئیات برجسته می شوند. این امر به درک بهتری از آناتومی (برای مثال چه طور خط گردن لباس روی ترقوه می نشیند) هندسه، توازن، فصای مثبت و منفی و هماهنگی قسمت ها با کل لباس نیاز دارد.

برگرفته از: “۱۰۱ چیزی که در مدرسه مُد آموختم”، آلفردو کابررا، ترجمه ی پرند طاهری، انتشارات کتاب وارش